|
|
|||||
|
|||||
|
بر آبی چين افتاد سيبی به زمين افتاد گامی ماند زنجره خواند
همهمه ای خنديدند بزمی بود برچيدند
خوابی از چشمی بالا رفت اين رهرو تنها رفت بی ما رفت
رشته گسست من پيچم من تابم
کوزه شکست من آبم اين سنگ پيوندش با من کو؟
آن زنبور پروازش تا من کو؟ نقشی پيدا آيينه کجا؟ اين لبخند لب ها کو؟
موج آمد دريا کو؟ می بويم بو آمد از هر سو های آمد هو آمد
من رفتم او آمد او آمد
نوشته شده توسط حامد در شنبه 13 مرداد1386 ساعت 11:12 بعد از ظهر | لینک ثابت |
|
درباره وبلاگ
![]()
دارم از تو می نویسم
فهرست اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
امکانات
|
||||
|
کلیه ی حقوق
این وبلاگ توسط |
|||||