تبليغاتX
عشق من سحر

دلم برات تنگ میشه مهربون

 

عشق يعني مستي و ديوانگي رسوا شدن
با خودت بيگانه بودن مست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن هم ساختن سر باختن
چون شقايق داغ بر دل داشتن شيدا شدن

 



عشق يعني رسم دل بر هم زدن بيدل شدن
همچو غنچه با تبسم لب گشودن وا شدن

عشق يعني سوختن از تشنگي و بيدلي
اشک چشمان همچو باران قطره دريا شدن




عشق يعني سوز ني سوداي وي مستي مي
موج دريا سوز صحرا سوزش دلها شدن

عشق يعني انتظار ديدن سيماي يار
همچو بلبل بيقرارو همچو من شيدا شدن

عشق يعني درد ناب و لحظه هاي التهاب
پر سخن خاموش اما چون سکوت ما شدن

 

نوشته شده توسط حامد در یکشنبه 14 مرداد1386 ساعت 7:30 بعد از ظهر | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
دارم از تو می نویسم
فهرست اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط حامد محفوظ است.طراحی شده توسط Masoud Binaei.