تبليغاتX
عشق من سحر

دلم برات تنگ میشه مهربون

مطمئن باش برو

ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی

به من و عشقی پاک

که پر از یاد تو بود

و به یک قلب یتیم

که خیالم می گفت: تا ابد مال تو بود

مطمئن باش برو

تو برو تا راحت تکه های دل خود را سر هم بند کنم

نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه 17 مرداد1386 ساعت 11:50 بعد از ظهر | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
دارم از تو می نویسم
فهرست اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط حامد محفوظ است.طراحی شده توسط Masoud Binaei.