تبليغاتX
عشق من سحر

دلم برات تنگ میشه مهربون

 

درآسمون دل من پرنده پر نمیزنه           به کلبه ی غم زده ام محبت سرنمیزنه

 

یه مهربون یه همزبون حلقه به در نمیزنه

 

هرچی غمه مال منه بدتر ز غم حال منه

 

هرجا میرم این غصه ها چون سایه دونبال منه

 

خاطرات تلخ رفته همه جاست همسفرم

 

کاشکی من گذشته ها رو بشه از یاد ببرم

 

غم همیشه با منه مثل همزاد منه

 

این طسم نمیشکنه

 

یه مهربون یه همزبون حلقه به در نمیزنه

 

هر چی غمه مال منه بدتر زغم حال منه

 

هرجا میرم این غصه ها چون سایه دونبال منه

 

به هرکسی رسیدم دلمو سوزونده

 

هر روز با یک بهونه چشممو گریونده

 

دلم میخواد که برم جای بی نشونی

 

برای من امید موندنی نمونده

 

دیگه وقت رفتنه وقت دل بریدنه

 

یه همزبون یه مهربون حلقه به در نمیزنه

 

نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 19 شهریور1386 ساعت 10:58 بعد از ظهر | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
دارم از تو می نویسم
فهرست اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط حامد محفوظ است.طراحی شده توسط Masoud Binaei.