|
|
|||||
|
|||||
|
دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت زنده ها خیلی براش کهنه بودن خودشو تو مرده ها جا زد و رفت هوای تازه دلش می خواست ولی آخرش توی غبارا زد و رفت دنبال کلید خوشبختی می گشت خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت یه دفعه بچه شد و تنگ غروب سنگ تو شیشه فردا زد و رفت دفتر گذشته ها رو پاره کرد نامه فرداها رو تا زد و رفت به سرش هوای حوا زد و رفت
نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه 11 مهر1386 ساعت 7:50 بعد از ظهر | لینک ثابت |
|
درباره وبلاگ
![]()
دارم از تو می نویسم
فهرست اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
امکانات
|
||||
|
کلیه ی حقوق
این وبلاگ توسط |
|||||